پایگاه فرهنگی مصباح الهدی

هیئت، هیئت داری، عزاداری...
آخرین نظرات
  • ۱۹ اسفند ۹۵، ۱۴:۲۱ - محسن
    عالی
  • ۰
  • ۰

آیین هیأت داری
پدید آورنده : حجت الاسلام علی رضا پناهیان

تعریف و کلیاتی درباره هیأت
هیأت را می توان دو گونه تعریف کرد:
تعریف هیأت ها به گونه ای که هستند و تعریف آنها به گونه ای که باید باشند.
ما جمع بین این دو تعریف را آورده ایم. البته این تعریف مقداری طولانی است. هیأت یعنی تجمعی از مؤمنان که برای تعظیم شعایر الهی و احیای امر اهل بیت (ع)، ـ نام و یاد و سیره و روش اهل بیت ـ در جامعه و تعلیم و تربیت دینی و اخلاقی خود، به برگزاری متناوب جلسات مذهبی، شامل قرائت قرآن، سخنرانی دینی و ذکر توسّل اهل بیت عصمت و طهارت با محوریت عزاداری امام حسین(ع) اقدام می کنند. در تعریفی که ما از هیأت ارائه می دهیم چند مورد را خارج می کنیم:
اگر هیأتی، قرائت قرآن نداشت، این هیأت، هیأت کاملی نیست. وقتی هیأت هست، ذکر هست، چرا ذکر قرآن نباشد؟! اگر جلسه ی تجویدی باشد و تفسیری هم بگویند، این هم هیأت نیست؛ این جلسه یک کار تخصصی است و با برخورد کردن با قرآن به عنوان ذکر، تفاوت دارد.
تجمّع، یعنی این افرادی که دور هم جمع شده اند؛ اینها تصادفاً به هم نپیوسته اند، بلکه دارای تشکّل اند. اینها با گروهی که به نماز جمعه یا جماعت می روند، متفاوت اند. اگر شما مراسم برگزار کردید و گروهی آمدند و رفتند، به این هیأت نمی گویند. به مراسم عاشورا و محرم نیز هیأت نمی گوییم؛ این مراسمی است که در سال، یک بار برگزار شده و دیگر ادامه ندارد؛ بنابراین باید جلسات متناوب باشد و تناوب از نظر ما، حداقل ماهیانه و حداکثر هفتگی است.

چرا هیأت را با محوریّت بصیرت دینی یا قرآن یا سایر ائمّه نمی دانیم و فقط به امام حسین (ع) توجّه کرده ایم؟ اینها همه قابل بحث است. در این زمینه، بزرگان ما حرف های زیادی دارند که باید لحاظ شود. عدم توجّه به این نکات، در دراز مدت، هیأت را دچار انحراف خواهد کرد.

در این زمینه دقیق ترین سخنان و مفاهیم را در سخنان حضرت امام(ره) مشاهده می کنید. این که ما می خواهیم هیأت را این گونه تعریف کنیم، برای اثبات یک ادّعاست و آن ادّعا این است که بهترین شیوه برای تربیت نسل انقلاب و جامع ترین روش برای تربیت در وجوه مختلف، هیأت های مذهبی هستند و هیچ روشی برای تعلیم و تربیت دینی، بهتر و کارآمدتر از هیئآت مذهبی نیست. کارهای دیگر هم وجود دارد، مثل: تئاتر، فیلم و... اینها را می توان با هم مقایسه کرد، ولی در حرکت های فرهنگی، هیئآت مذهبی مهم ترین نقش را دارند.

چون می ببینیم با هیأت، کسی مخالفت نمی کند، پس شاید حس کنیم چیز علمی نیست. من در این میان، نظر شخصی خودم را ابراز می کنم و این که از مقوله ی هیأت دفاع می کنم، به عنوان جامع ترین و بهترین روش آن را می دانم و معتقدم در بُعد تربیتی، همه وجوه انسان را پرورش می دهد. اگر هیأت دار به این مسأله معتقد نباشد، یا شرکت کنندگان دائمی و برگزار کنندگان هیأت، به آن معتقد نباشند، از این سرمایه استفاده نخواهند کرد و به هیأت لطمه می زنند.

تاریخچه تشکیل هیأت های مذهبی
بعضی ها می گویند: این هیأت ها، ساخته و پرداخته ی دست صوفیه است. بعضی آن را به صفویّه نسبت می دهند؛ یعنی فرهنگ تشیع صفوی؛ ولی بنده ریشه تاریخی آن را از زمان رسول خدا(ص) می دانم.

هر تشکّل اجتماعی در سینه ی تاریخ، نسبت به کثرت جامعه و فرهنگ مردم، تغییر و تحول پیدا می کند. حج های امسال را ببینید، با حج های چهار - پنج قرن پیش تفاوت بسیار دارد؛ البته یک حقیقت اصلی دارد، ولی شکل آن تغییر می کند.

من ریشه ی هیأت ها را در صفویّه یا زمان حضرت آیت الله بروجردی می دانم؛ بلکه ریشه آن را در زمان شهادت حمزه سیّدالشهدا می بینم که وقتی به شهادت رسید، پیامبر اسلام وقتی به مدینه آمدند مشاهده نمودند که همه برای کشتگان خود گریه می کردند، فرمودند: کسی برای عمویم «حمزه» گریه نمی کند؟ و از آن به بعد، رسم شد در مدینه هر که می خواست برای شهید خودش عزاداری کند، ابتدا سر قبر حمزه می رفت و بعد برای شهید خودش عزاداری می کرد. این رسم که برای یک شهیدِ محور، در شهر، در حضور رسول خدا و با اشاره ی ایشان، ابتدا عزاداری شود و بعداً به موضوعات شخصی خود پرداخته شود، از زمان رسول خدا صورت گرفته است. این ریشه ی تشکیل هیأت است.

اوّلین هیأت به صورت رسمی، بعد از رحلت حضرت رسول(ص) شکل گرفته که حضرت فاطمه(س) به طور مرتب و هفتگی، همراه حسن علیه السلام و حسین علیه السلام بر سر قبر شهدا می رفتند و آنجا برنامه ی مرثیه و گریه داشتند.

می رسیم به زمان حضرت علی (ع) که وقتی از زمین کربلا می گذشتند، مراسم عزاداری و نوحه خوانی داشتند. در زمان حضرت رسول(ص) نیز هنگام تولد امام حسین گریه کردند. در زمان خود امام حسین (ع) شعرهایی که باقی مانده، بر این مفهوم دلالت دارد. وقتی حضرت به شهادت می رسند اشعاری که وجود دارد:
«شیعتی مهما شربتم ماء غدب فاذکرونی
و سمعتم بغریب او شهید فاندبونی»

که روایتی است که حضرت سکینه(س) از حلقوم بریده ی ابا عبدالله الحسین نقل می کنند و برخی از علمای بزرگ آن را توثیق کرده اند. در این جا حضرت می فرمایند برای هر شهید و غریبی خواستید گریه کنید اول مرا یاد کنید.

می آییم جلوتر، می رسیم به زمان امام سجاد، امام (ع) روایت هست تا آخر عمرشان، هر بار که غذا خوردند، یک بار قبلش برای امام حسین گریه کردند. می رسد به امام باقر و امام صادق علیه السلام که روضه خوان ها را دعوت می کردند، مداحان را دعوت می کردند، و در موردی به یکی از ذاکران هر چه طلا در منزل بود اهدا کردند. این که خانواده ی خود را جمع می کردند، جلسه تشکیل می دادند و در آن می فرمودند که شعر برای اباعبداللّه الحسین بگویید، چرا؟ چون به قول مقام معظم رهبری: «هیچ پیامی جز در قالب هنر جاودانه نمی ماند.»

حضرت به کسی که یک بیت شعر، برای امام حسین(ع) می گفت یا می خواند، پول وحتّی به او وعده بهشت می دادند.

امام باقر(ع)، پول می دهند برای عزاداری کردن بعد از خودشان، که بعد از من تا ده سال برای من در «منی» روضه خوانی کند. در امامان بعدی هم این سنّت حسنه باقی ماند. در جامعه ی کوچک، مجلسی در حد 20 نفر در حضور امام صادق(ع) برگزار می شد و هنگامی که جامعه ی بزرگ شد این تشکل ها و هیأت ها ایجاد می گردید. بزرگ شدن جامعه ی شیعی، هیچ چیزی را تغییر نداده است و فقط هیئآت را گسترش داده است. در این جا لازم است نکته ای را تذکر دهم، خیلی ها وقتی به مقوله ی عزاداری امام حسین(ع) می رسند اول می روند سراغ نکته ها و وجوه منفی آن!. مگر تا به حال از قرآن علیه اهل بیت(ع) در تاریخ استفاده نشده است؟ نمونه ی آن این که، از قرآن استفاده کردند و گفتند که قتل حضرت علی(ع) واجب است. آیا این درست است که هنوز فردی که قرآن را باز نکرده، به او بگوییم مواظب باش مرتکب قتل حضرت علی(ع) نشوی؟ یا به حافظ قرآن بگوییم مواظب باش مانند خوارج نهروان نشوی؟ خوب است در رسانه ها که جوان ها را برای حفظ قرآن تشویق می کنند مرتب این گونه مسائل را ذکر کرد؟ در تاریخْ بیشتر از قرآن سوء استفاده شده تا اهل بیت و اهل بیت (ع) بیشتر حافظ و مدافع قرآن بوده اند و جلوی سوء استفاده را گرفته اند.

من نمی دانم چرا هر که به مقوله، عزاداری امام حسین(ع) می خواهد بپردازد از تخویف و تحقیر شروع می کند؟

آیا هیأت های مذهبی بیشتر آسیب دارند یا حوزه های علمیه؟ مسلّم است که حوزه های علمیه.

حضرت امام(ره) می فرمایند: اسلام از هیچ چیز به اندازه دانشگاه و فیضیه لطمه نخورده است. همین حوزه و فیضیه، را ما چقدر تقدیر می کنیم و می دانیم آفاتی دارد و باید آنها را بر طرف کرد. ولی فرهنگ برخورد با آن کاملاً محترمانه است. اما وقتی به هیأت رسیدیم، اول بر سرش می کوبیم و بعد فوایدش را ذکر می کنیم. به هر حال در بحث تاریخی، شما اهتمام اهل بیت را به هیئآت، شاهد هستید.

درباره ی هیأت
چند نکته که برخی به عنوان فایده، ضرورت و تعریف است، جمع کرده ام که آن را خدمت شما طرح می کنم:

امام فرمود: هزار و چهارصد سال است که با این منبر و روضه، اسلام حفظ شده است؛ و در مقوله ی هیأت های مذهبی می فرمایند: آن کسانی که با این هیأت ها مخالفت می کنند، نمی فهمند.

1. تجمع مؤمنان
یکی از مهم ترین عوامل بهسازی جامعه و دیدن همدیگر، مجلس امام حسین(ع) است، فضایل همدیگر را ببینیم و بدی ها را نبینیم، این عامل بازدارنده از گناهان است؛ وقتی شما من را به عنوان هیأتی شناختید، دیگر من در جلوی شما گناه نخواهم کرد. ناب ترین و زلال ترین تظاهر دینی، اشک است وقتی در هیأت اشک ریخته می شود، خیلی بر روی افراد، اثر دارد. بعد از اشک، خون بالاترین تأثیر را دارد، عملی به اندازه ی این دو تأثیر ندارد.

این که مؤمنان دور هم جمع شوند چه فایده ای دارد؟ جواب آن را امام باقر فرموده اند:

امام باقر(ع) به گروهی از مؤمنان برخورد کردند و به آنها نگاه کردند؛ آنها از نگاه امام به خودشان آمدند که، امام چه نگاهی به آنها کرد، این روایت را شیخ صدوق در وسایل الشیعه نقل می کند؛ حدیث مفصل است، در قسمتی از آن است که امام باقر برگشتند و به شیعیان فرمودند: «واللّه لاُحِبُّ ریَحکُمْ وَ اَرْواحَکُم»، به خدا قسم بوی شما و جان های شما را دوست دارم.

در روایت دیگری هست که حضرت فرمودند آیا شما شیعیان، دور هم جمع می شوید؟ گفتند آری. حضرت، آرزو کردند ای کاش من بین شماها بودم. بعد فرمودند: از ما هم حرف می زنید؟ این را اهل بیت، خودشان، موضوعیت داده اند که دور هم جمع شوید و از ما سخن بگویید.

فواید تجمع مؤمنان برای تعاون بر «برّ» و «تقوی» زیاد است. چرا خداوند در قرآن دستور می دهد که مؤمنان با هم رابطه داشته باشند؟ نفس این رابطه، مقدس است و اگر شما این رابطه را در ظرف دینی قرار دهید چند برابر خواهد شد. لذا هیأت اگر محل تجمع مؤمنان است، فواید زیادی دارد. در تجمع مؤمنان به جای آن که کسی را خراب کنند تا آدم شود، بهترین رفتارها را نشان می دهند و لذا مفاسد، ضعیف خواهد شد. اگر ما دقیق بحث کنیم در خواهیم یافت که بهترین صورت استفاده از تجمع مؤمنان، هیأت های مذهبی است.


2. شرکت داوطلبانه
برای تربیت، اقدام خود فرد لازم است؛ ما در بحث آداب داریم که کسی که به ذکر امام حسین جواب می دهد و آن که جواب نمی دهد و خود را سنگین می گیرد، اثر پذیری آنها متفاوت است.

در بعضی هیئآت، افراد گوشه ی دیوار، تکیه زده اند و سرْ سنگین نشسته اند. در برخی دیگر، همه اول صفوف جلو را پر کرده و به ترتیب تا آخر مجلس. این دو نوع شرکت را می رساند. مرحوم قدوسی در درس اخلاق خود می فرمودند مگر آنها که مکروه انجام می دهند و مستحبات را ترک می کنند مرض دارند؟ خداوند فرموده است من مستحب را دوست دارم. آن چیزی که هیئآت مذهبی را رونق می دهد این حرکت داوطلبانه است و همین است که یک نفر پس از مدّتی که به هیأت آمده تربیت می شود. این حرکت داوطلبانه هم اثر تربیتی اجتماعی دارد هم فردی.


3. دوام هیئآت مذهبی
گاهی به هیأت رفتن، فایده ندارد. مدام رفتن سود دارد. انسان، خوب است همه ی جلسات هیأت را شرکت کند و اگر گریه هم ندارد، تفکر کند و کمبودهای خود را بیابد. تفکر در امام حسین و... تفکر در این که چرا حال خوب ندارد. اینها از برکات مدام رفتن است که انسان حال خوب بقیه را ببیند و از خدا بخواهد به او هم عطا کند.

از برکات دیگر دوام، این است که حس تجدّد گرایی، مطلق که از آثار شوم فرهنگ بیگانه است، از بین می رود. انسان با اذکار و شعارهای دائمی، که از هزار سال پیش به یادگار مانده، روبرو می شود. خلاصه تربیت بادوام، امکان پذیر است.


4. برنامه ریزی و آموزش
آموزش های مداوم و اندک، بسیار مؤثرتر از آموزش های ناگهانی و زیاد است.

معلومات زیاد و ناگهانی، بصیرت نمی دهد. آموزش دین، اگر در متن هیأت باشد، خیلی اثر دارد. چون تداوم دارد.

5. ضرورت وجود تقویت احساسات دینی

در کنار علم و عمل دینی ما چیزی داریم به نام احساسات دینی که دین بدون آنها معنی ندارد. و معرفت دینی، بدون احساسات دینی، جهل است و عمل دینی بدون احساسات دینی هبائا منثور است. امام باقر(ع) فرمودند: هَلِ الدّینَ الاّ الحُبّ مگر دین به غیر از محبت چیز دیگر هم هست؟ البته در دین، بصیرت هم لازم است؛ ولی وجود بصیرت، در صورتی ارزش دارد که نتیجه ی آن احساسات دینی شود. بصیرت دینی را از احساسات دینی نمی شود جدا کرد. نمی شود کسی به جریان امام حسین با بصیرت بنگرد و زیارت عاشورا نخواند. می شود کسی جریان معاد را بفهمد و گریه نکند؟ انسان باید احساسات دینی داشته باشد. احساسات هم فقط اشک و گریه نیست. گاه به صورت آه کشیدن است و گاه یک آه، ارزش والایی دارد که با گریه کردن، قابل مقایسه نیست.

خداوند در قرآن فرمود والذین آمنوا اَشَدُّ حبّا لِلَّهِ این آیه، نشانه دهنده ی اهمیّت احساسات دینی است. عمل انسان وقتی ارزش دارد که مبتنی بر حُبّ باشد. مقدار حُبّ را هم مشخص کرده اند؛ وقتی مقدار مشخص شد بالاخره بایستی بروز و ظهور آن به صورت احساسات دینی وجود داشته باشد.

حضرت آیت ا... اراکی(ره) می فرمودند: با امام(ره) به همدان رفته بودیم. یکی از علمای دینی آن دیار رحلت کرده بود، من مشاهده نمودم در مراسم تشیع جنازه ی آن عالم، حضرت امام(ره) چنان اشک می ریختند که همه تصور می کردند ایشان از بستگان نزدیک آن فرد هستند؛ در حالی که امام، حتّی آن عالم مرحوم را نمی شناختند. علت گریه ی امام درد دین بود؛ چون امام می دانستند که با رفتن یک عالم، ثلمه ای بر دین وارد می شود که قابل جبران نیست. امکان دارد فردی چنین فکر کند که من به جای گریه بر این روحانی، می خواهم ده مقاله بنویسم! گریه باید باشد همچنان که بصیرت و بینش هم باید باشد.

از حضرت آیت الله العظمی نجفی مرعشی(ره) سؤال کردند شما نظرتان در مورد امام چیست؟ ایشان فرمودند شما تازه به امام رسیده اید. ما از زمان جوانی با امام در جلسات هیأت شب پنج شنبه ها با طلبه ها دور هم جمع می شدیم. از آن زمان به امام، ارادت پیدا کردیم که در مجلس عزاداری طلبه ها، از همه بیشتر گریه می کرد و از همه محکم تر به سینه می زد. حضرت امام مقید بودند هر شب زیارت جامعه کبیره را در کنار ضریح حضرت علی در نجف بخوانند.

به طور خلاصه در این بحث چند نکته می توان بیان کرد.
الف . بصیرت باشد نتیجه ی قطعی آن احساسات دینی است.
ب . احساسات دینی، آورنده ی بصیرت دینی است.
ج . هیأت، بهترین محل برای تربیت ناب ترین احساسات دینی است. مجلس دعا این کار را نمی کند که هیئت می کند. درد دین در روضه ی امام حسین ایجاد می شود.
6. ضرورت تعظیم شعائر به ویژه احیای یاد شهیدان در دوران امنیت فعلی
7. ذکر، مهمترین عامل تربیت است و بهترین محل ذکر، هیأت است
8. تأمین شور و احساسات دینی جوانان. جوان، دین بدون احساسات را نمی پذیرد؛ این یک امر فطری است. حضرت امام فرمود مکتبی که بر سر و سینه زدن ندارد، آن مکتب نابود می شود.
9. تأمین نشاط دینی؛ تا محبت اهل بیت تقویت نشود، راه حلّ اساسی برای لذت بردن از زندگی نمی توان معرفی کرد.
10. تربیت خواص؛ بیش تر ضرباتی که ما می خوریم، از کم بودن آدم های خوب است.
هیأت تنها جایی است که در آنِ واحد، دو کار انجام می دهد: تقویت عوام و تربیت خواص و شما چه ابزاری دارید که در یک لحظه، دو کار را انجام دهد. در یک روضه امکان دارد شخصی مثل امام معصوم گریه کند و هم زمان یک فرد عالم و یک عامی هم بگرید، پیرزن، جوان، دانشگاهی و... همه، تحت تأثیر قرار می گیرند.

اگر ما طرفداری از اشک می کنیم زیباترین اشک، اشکی است که از سرچشمه ی اندیشه و حکمت و بصیرت، سرازیر می شود. و این اشک است که در مورد آن وارد شده، بهشت بر آن واجب می شود. بعضی که بطور عمیق، میزان ارزش احساسات دینی را درک نمی کنند با این موضوع، مبهم برخورد می کنند؛ یعنی می گویند، البته احساسات دینی خوب است! این مبهم برخورد کردن است. در روایات ما نفرموده اند اشک بر امام حسین چیز خوبی است، فرموده اند: به اندازه یک بال مگس، اشک بر امام حسین، بهشت را بدنبال دارد؛ این ادعای بزرگی است و برخی چون نمی فهمند در مقام دفاع می گویند احساسات مذهبی چیز خوبی است! آیا رمز بقای دین را خداوند مودّت اهل بیت قرار نداده است. موّدت، چه فرقی با محبّت دارد که خداوند نفرمود محبت؟ مودّت، محبّتی است که ابراز می شود. انسان بر زبان می آورد.
اصحاب، وقتی خدمت امام صادق می رسیدند، با کلمات فدایت شوم ایشان را صدا می زدند: جُعلتُ فِداک. حال، سؤال این جا است که چرا وقتی یک مؤمن به امام زمانش می رسد، باید بگوید فدایت شوم؟ چرا زهرا در مقابل مردم در مسجد پیامبر، خطاب به علی بن ابی طالب بعد از سقیفه صدا زد روُحی لِروُحِکَ الْفِداء وَ نَفْسی لِنَفسِکَ الْوِقاء یا اَبَاالْحَسَنِ جانم فدای تو باد ای علی. آیا این تعارف است؟ جملات شاعرانه است؟ یا نه، حکمت دارد؟ آنها که می گویند محبت اهل بیت فقط چیز خوبی است، حکمت این مطالب را نفهمیده اند. پیامبر می فرماید اگر می خواهید اجر رسالت مرا بدهید، مودّت داشته باشید نسبت به بچه های من. برای برخی، آن قدر در آن زمان، این سخن سنگین بود که می گفتند پیامبر اسلام دروغ می گوید! این آیه ی قرآن نیست. در این زمان هم همین گونه است. برخی عمق قضیه را نمی فهمند.


هیأت یعنی اعلامیه ی محبّت اهل بیت...
نکاتی در باره آداب هیأت ها
1. هیأت ها را به صورت سیّار، برگزار کنید تا افرادی که عشق هیئت دارند، به دنبال آن بگردند.
2. اطلاعیه ی زیاد برای هیأت ندهید. التماس نکنید که مردم بیایند.
3. مکان کوچک انتخاب کنید، تا افرادی که دیر می آیند، بیرون مجلس بمانند.
4. مداح هیأت نباید دلزدگی ایجاد کند. به اندازه ای که مجلس و افراد شرکت کننده، کشش دارند مداحی خود را تنظیم کند.
5. برای جلسات امام حسین، از جیب خود خرج کنید؛ ولی اگر مسابقه یا سمینار و... در میان بود نه. خلاصه مخارج هیأت را به دوش خود بگذارید.
6. به عنوان خوش آمدگویی، دم در نایستید. هیأت صاحب عزا دارد.
7. اعضای اصلی هیأت نباید به قدری با هم مأنوس باشند (در ظاهر و در موقع جلسات) که اگر فرد غربیه ای وارد هیأت شد، احساس غربت کند.
8. هماهنگی کارها را علنی انجام ندهید.
9. کاری کنید که همه به راحتی به هیأت بیایند. حالت محفل خصوصی و دوستانه پیدا نکند.
10. هیأت، محل محبت اهل بیت است و با هر کس این محبت را دارید، باید به خوبی برخورد شود، حتّی اگر اهل نماز نباشد.
11. از امام حسین به عنوان ابزار به نفع خطوط سیاسی استفاده نکنید و همچنین جریان آن حضرت را طوری تحریف نکنید که به ضرر خط سیاسی مقابل باشد.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">